این وب سایت بسته شده است.مابه پارس تودی تاجیکی تغییر پیدا کرده ایم.
چهارشنبه, 09 اسفند 1391 10:35

شرح حال دکتر علی اصغر شعردوست

آقای سعید جان بزرگف مطلب زیر را درباره دکتر علی اصغر شعردوست؛ سفیر ایران در تاجیکستان از مجله "الیته" برای سایت تاجیکی صدای خراسان از سیریلیک به فارسی برگردان کرده است.

این مطلب پس از ویرایش در سایت استفاده شده است. با تشکر از زحمات این مخاطب گرامی

 شرح حال دکتر علی اصغر شعردوست     

  سفیر فوق العادّه و مختار جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان، دکتر علی اصغر شعردوست سال 1961 میلادی در شهر تبریز ایران تولد شده است. وی تحصیلات عالی را در رشتة ادبیات کلاسیک در دانشگاه های تبریز و تهران گذرانده است. سال  1990از رساله دکتری اش در آکادمی علوم آذربایجان دفاع نموده و از آن زمان در ارتباط با جمهوری تاجیکستان فعّالیّت هایی در حوزه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی داشته است، افتتاح دفتر نمایندگی انتشارات بین المللی «الهدی» در شهر دوشنبه (سال 1991) از آن جمله است. این نمایندگی در ارتباط فرهنگی میان ایران و تاجیکستان نقش و سهم بزرگی داشته و در تمام دوران فعالیت از حمایت دکتر شعردوست برخوردار بوده است.

   دکتر شعردوست طی 20 سال گذشته در مسئولیت های مختلفی که بر عهده داشته نسبت به شناساندن تاجیکان و تاجیکستان در ایران و مرکزهای علمی و فرهنگی دنیا تلاش کرده است. وی در دوران ریاست انتشارات «سروش»، نمایندگی مجلس شورای اسلامی، مشاور رئیس جمهوری و سایر کارهایی را که بر عهده داشته، با جدّیّت تمام کوشیده است تا در حوزة نشر آثار دانشمندان معروف تاجیک در داخل و خارج کشور ثمر بخش بوده باشد. 

     در این سالها بیش از یک صد و پنجاه نام گویی کتابها به طور مستقیم و با مسئولیت سخن ایشان منتشر شده است. تألیف و انتشار کتاب «چشم انداز شعر معاصر تاجیکستان» با دو خط که دکتر شعردوست در سال 1996 تألیف کرده است، نمونة برجستة آثار گرانبهای ادبی در قلمرو ادبی کشورهای فارسی زبان عنوان شده است. منقدین تاجیک این اثر را در نوع خود بی نظیر اعلام کردند. علاوه بر این، نشر 14 عنوان گزیدة اشعار شاعران تاجیک در انتشارات بین المللی «الهدی»، که با گزیدة اشعار لایق شیرعلی آغاز شده و سپس با گزیدة اشعار گل-رخسار، مومن قناعت، فرزانه، عسکر حکیم، بازار صابر، عشور سفر، کمال نصرالله و دیگران ادامه یافت، همچنین نظارت بر برگردان اثر معروف باباجان غفوراف-«تاجیکان» به الفبای نیاکان و اصلاح و نشر آن با دو خط در تیراژ وسیع که با همکاری نشریات «عرفان» تاجیکستان انجام گرفت،  از مسئولیتهای دکتر شعردوست بوده است. 

     برگردان «قرآن مجید» از ترجمة فارسی به خطّ سریلیک و انتشار آن در تیراژ وسیع برای مردم تاجیکستان نیز از اقدامات سفیر ایران است.

 انتشار آثار مهم دیگری از نویسندگان تاجیک از فعالیت های دکتر شعر دوست بوده است. برخی از آن ها عبارتند از:

رمان «فردوسی» ساتم الغ زاده، «بعد از سر پدر» ابدالحمید صمد، «در آرزوی پدر» کرامت الله میرزا و دیگران، انتشار 12 عنوان کتاب کودکانه و 7 عنوان کتاب نوجوانان از آثار برگزیدة نویسندگان ایران و تاجیکستان (با دو خط سریلیک و فارسی) و تصویربرداری هنرمندان دو کشور، نشر مجموعه ای از آثار نویسندگان و پژوهشگران تاجیک درحوزۀ تاریخ تاجیکان-«تاجیکان در آینة تاریخ» رئیس جمهوری تاجیکستان امامعلی رحمان (در دو جلد)، «تاجیکان در مسیر تاریخ» میرزا شکورزاده، «فولکلور تاجیکستان»،  کتب مربوط به سامانیان و امیر اسماعیل سامانی، دیوان اشعار کمال خجندی، آثار مربوط به میر سیّد علی همدانی، کتب مربوط به همایش بزرگداشت شعرای بزرگ همچون فردوسی، مولانا، شهریار و دیگران . انتشارات کتاب های مربوط به فرهنگ مشترَک ایران و تاجیکستان، در این زمینه آثار استاد محمّدجان شکوری، استاد صدرالدّین عینی («نمونة ادبیات تاجیک»)، «تاریخ بخارا» (نرشخی) و دیگران.

علاوه بر این، انتشار آثار مرتّب از همایش های بین المللی که به صورت مشترَک بین تاجیکستان و جمهوری اسلامی ایران برگزیده شده اند، همچنین نشر آثار کلاسیکی آکادمی علوم جمهوری تاجیکستان، از جمله کتاب معتبر «تاریخ خلق تاجیک» (در دو جلد) به زبان فارسی و زبان روسی نیز از مساعدت های شعردوست بوده است.

اخیراً زیر قلم دکتر شعردوست اثر مهمی تحت عنوان «تاریخ ادبیات نوین تاجیکستان» (با دو خط-سریلیک و فارسی) به تألیف رسید، که در دایره های ادبی کشور و بیرون از آن مورد بررسی و ارزیابی های گسترده قرار گرفته است.

    انتخاب و نشر 24 عنوان اثر برگزیده در حوزه های مختلف از پژوهشگران تاجیک در مجموعة «آشنای با فرهنگ و تمدن کشورهای حوزة تمدّن ایرانی» و همکاری سازمان میراث فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با ادیبان تاجیک هنوز ادامه دارد.

 

شایستة جایزة رودکی

    سفیر جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان، جناب دکتر علی اصغر امیر شعردوست برای خدمت های شایانش در رشد ادبیات معاصر تاجیک به عالی ترین جایزۀ ادبی دولتی جمهوری تاجیکستان؛ به نام رودکی سزاوار دانسته شد. به همین مناسبت، خبرنگار مجلۀ «الیته» با سفیر ایران در خصوص ادبیات معاصر تاجیک مصاحبه ای انجام داد.

    - جناب دکتر، شما طی 20 سال اخیر به تحقیق ادبیات معاصر تاجیک مشغول هستید. «چشم انداز شعر امروز تاجیکستان» در سال 1996 تهیه گردیده، پژوهش تازه و جالب گردید، که نظم معاصر ما را در سرتاسر قلمرو ادبیات فارسی زبان بار دیگر معرفی کرد. اینچنین «تاریخ ادبیات نوین تاجیکستان»، که شما امسال تألیف نموده اید، آثارمهمی در سمت ارزیابی و معرفی گستردة ادبیات معاصر تاجیک دانسته می شود. لطفاً بگویید که نظر شما به عنوان یک محقق در خصوص ماهیت ادبیات معاصر تاجیک چگونه است؟

     -برای پاسخ به پرسش شما ابتدا باید دو نکته را توضیح دهم: یکی «ماهیت ادبیات» به طور کلّی و بعد قید «معاصر». چنان که می دانید، از دیر باز مسئلة «چه بودن ادبیات» مطرح بوده. یعنی این که چه چیزی را می توان "ادبیات" دانست و چه چیزی را نمی توان در این مقوله قرار داد. نکتة مشترَک تمام محققانی که به این مسئله پرداخته اند، ظاهراً همان «ادبیّت ادبیات» است. البتّه، دیدگاه امروزی این دایره را فراخ تر کرده است. مثلاً، «شعر سفید» در بسیاری موارد نه وزن دارد و نه قافیه که از دید خود ما شعر محسوب نمی شود، امّا امروز این نوع شعر بخشی از ادبیات به شمار می آید. موضوع یک متن نیز نمی تواند دلیل ادبی بودن یا نبودن آن باشد. مثلا ً"تاریخ بیهقی" یک نوع واقعه نویسی است، یا «سفرنامه» ناصر خسرو، به تعبیر امروزی یک تحقیق میدانی است، ولی به دلیل همان «ادبیّت ادبیات» این دو اثر از شاهکارهای نثر فارسی کلاسیکی به شمار می روند.

    در خصوص اصطلاح «معاصر» نیز باید عرض کنم، که این اصطلاح به یک دورة خاص نسبی است. یعنی آنچه، که ما امروز «ادبیات معاصر» می گوییم، در صد سال آینده دیگر «معاصر» نخواهد بود. از این رو در هر دوره باید آن را تعریف کرد. به اعتقاد بنده " ادبیات معاصر تاجیک"دوره ای است، که از تشکیل جمهوری سوسیالیستی تاجیکستان آغاز می شود و تا زمان کنونی ادامه دارد. امّا خود این دوره با توجه به وقایع مهمّ تاریخی، سیاسی و اجتماعی به چند دوره تقسیم می شود، که هر یک به طور مستقیم در ادبیات تأثیرگذار بوده اند.

در ابتدای تأسیس جمهوری سوسیالیستی تاجیکستان چه در نثر و چه در نظم ما شاهد ماندگارترین آثار توسط بزرگانی همچون استاد صدرالدّین عینی، استاد ابولقاسم لاهوتی، جلال اکرامی، ساتم الغ زاده، رحیم جلیل و دیگران بودیم. یعنی اینها نسل اوّل از کسانی بودند، که تجاربی قبل از انقلاب داشتند. متأسفانه، ادبیات شوروی تاجیک در همان ابتدای شکل گیری خود گرفتار چارچوب تنگ دیدگاه حاکمیت به ویژه در دوران استالین شد و به خوبی می دانیم، که صدها تن از بزرگان علم و ادب تاجیک در جریان ترور استالینی در دهة سی میلادی قربانی شدند، که این امر تأثیر منفی بر ادبیات گذاشت.

    با شروع جنگ جهانی دوّم و ورود شوروی به آن حاکمیّت وقت برای تحریک احساسات ملّی برخی موضوع های حماسی را که قبلاً به دوران فئودالی نسبت داده بود و پرداختن به آنها جرم محسوب می شد، آزاد اعلام کرد، که این آزادی نسبی موجب رونق موقت ادبیات گشت. امّا جهش اساسی، به عقیدة بنده، بعد از اعلام دوران آزادی بیان در سال 1985 توسط گورباچاف است که نویسندگان و شاعران توانستند به طور نسبی هوای آزادی را تنفس کنند و موضوع وطن، زبان و هویّت ملّی به طور گسترده در ادبیات مطرح شد. خوشبختانه، در دوران استقلال کاملاً می توان ادّعا کرد، که آزادی کامل بر ادبیات حکمفرماست و این همان فضایی است، که میتوان از آن رشد و پیشرفت را انتظار داشت.

    -به نظر شما این ادبیات دوران استقلال در حال حاضر تا چه اندازه ملّی است؟

- چنانچه می دانیم، مفهوم «ادبیات ملّی» به معنی «ادبیات هنری و خلّاق» نخستین بار در کشورهای اروپایی و در اواخر قرون وسطی و آغاز عصر رنسانس (احیا) به وجود آمد. تا پیش از این دوران علم و فرهنگ در اروپا بر پایه فرهنگ عمومی یونانی و لاتینی استوار بود. ادبیات ملّی کشورهای اروپای غربی، مانند فرانسه، انگلیس، ایتالیا و آلمان، یک جا با شکل گیری زبان ادبی ملّی آنها تکمیل و توسعه یافته است. بدین سبب پیدایش ادب ملّی در این کشورها در یک زمان روی داده و مفاهیم «زبان ملّی» و «ادبی ملّی» از هم جدا نیستند.

     در حوزة زبان فارسی در آغاز سدة بیست میلادی نهضت های اسقلال طلبی جهت تشکیل دولت های مستقل ملّی در سرزمین های فارسی زبان شکل گرفتند. در هندوستان انگلیس ها زمینه های رکود و سکوت زبان فارسی را فراهم آوردند. در ایران جنبش های اجتماعی و استقلال جویی و جریان مشروطه خواهی و روش های تازة سیاسی و اجتماعی ظهور کرد، که در بطن خود جنبش های تازة فرهنگی و ادبی را نیز به همراه داشت و زبان و ادبیات به موضوعات و مضامین ملّی و هویّت ملّی روی آورد.

    در افغانستان زبان فارسی به سبب استقلال سیاسی، ملّی و دولتی زبان دری نام گرفت و ادبیات ملّی این کشور به دو زبان-دری و پشتو تشکیل یافت.

    در آسیای میانه و  ماوراءالنهردر جریان ایجاد مرزبندی های ملّی و سیاسی در نیمة دوّم سال های 20- میلادی موضوع زبان و ادبیات ملّی بسیار حسّاس و مجادله برانگیز شد و به خوبی میدانیم که استاد صدرالدّین عینی از جملة کسانی بودند، که به زبان تاجیکی جامة رسمیت پوشاندند.

در واقع، میتوان گفت، که زبان و ادبیات ملّی در ایران، تاجیکستان و افغانستان با ویژگی های شرایط سیاسی، جغرافیایی، اقتصادی، تاریخی و اجتماعی خود سه گونة بسیار نزدیک از یک تمدّن، فرهنگ و زبان مشترَک است، که هر یک در شرایط خاص خود روند مشخّص داشته است. برای تعیین ادبیات ملّی بیش از هر چیز باید به زبان ملّی توجه نمود و هر اندازه این زبان تقویت شود، ادبیات ملّی نیز تقویت خواهد شد.

    - به نظر شما، طی بیست سال اخیر ادبیات تاجیک چه غایه هایی را دنبال کرده است؟

-با فروپاشی اتّحاد شوروی جمهوری تاجیکستان به استقلال دست یافت، امّا اوایل این واقعة     خجسته با ایّام خانمانسوز جنگ شهروندی و فجایای مدهش انسانی مصادف شد. اما با وجود معضلات مادّی و معنوی ادیبان تاجیک در طول این سالهای فاجعه بار شریک غم و شادی های مردم بودند. 

    آثار سالهای بعدی مومن قنات، عورون کوهزاد، ابدالحمید صمداف، کمال نصرالله، سلیم ختلانی، فرزانة خجندی، عطا همدم و دیگران گواه این مدّعا می باشد. اما صرف نظر از هزینه های سنگینی، که مردم تاجیک برای استقلال خود متحمّل شدند، دستآوردهای معنوی سترگ به دست آوردند. بدون تردید، یکی از دست-آوردهای بزرگ استقلال برای تاجیکان درهم شکستن دیوار تفکر طبقاتی و رهایی از چهارچوب تنگ حزبی بود. از این پس نویسندگان و شاعران تاجیک می توانستند بدون در نظرداشت دیدگاه ها و محدودیت های تنگ نظرانة حزبی آنچه می خواستند، بگویند و بنویسند. 

    شعرا و نویسندگان معاصر تاجیک در چنین شرایطی امکان یافتند، که بعد از هشتاد سال خفقان و سانسور و دیکته های کلیشه ای برای نخستین بار بوی آزادی را استشمام نمایند. بازگویی آنچه در گذشته بر زبان و بر قلم ممنوع بود، اکنون محل از اعراب نداشت. در اشعار شاعران چون گلنظر کلدی، مومن قناعت، عسکر حکیم، گلرخسار صفی، سیّدعلی مأمور و دیگران مسائل خودآگهی ملّی ژرفتر می گردد.

      -در کلّ می توان گفت، که ادبیات ما توانسته است رنگ و بوی استقلال را درخود داشته باشد، یا اینکه هنوز دوام ادبیات شوروی است؟

    -قطعاً استقلال تاجیکستان دستآوردهای جدیدی برای ادبیات آورده است. استقلال سیاسی تاجیکستان، که سال 1991 فرا رسید، به اهل ادب روح بلندی تازه و به طبع شاعران بالندگی بخشید. امروز در تاجیکستان شاعرانی هستند، که برخی از سرودهای آنها شعر تاجیکی را غنا بخشیده است. در سرودهای شاعرانی چون نظام قاسم، فرزانة خجندی، سیاوش، عطا میرخواجه، سلیم ختلانی، صیاد غفّار، نذرالله عزیزیان، عبدالقادر رحیم، پرده حبیب متانت اصلی سخن شاعرانه برقرار است و آنها را از قید و بند عادی گویی دوره های اخیر رها کرده است. اگر در دهه های شصت و هفتاد فقط تعداد انگشت شماری از جویندگان به شعر اصیل دست یافتند، امروز، یعنی در آغاز سدة 21، چندین شاعر دیگر به این سعادت نزدیک شده اند.

     از جهت موضوع و محتوای شعر تاجیکی دوران بعد از استقلال بسیار متنوّع است. شاعران تاجیک امروز در مضامین اجتماعی، سیاسی، فلسفی، عشقی، عرفانی، اخلاقی و پند و حکمت همچونان به سرودن مشغولند. از آنجا، که تاجیکستان تازه به استقلال رسیده و چند سال (1992 تا 1997) رنج جنگ خانگی و برادرکُشی را دیده است، موضوع وطن، ملّت، خودشناسی اجتماعی و معنوی و خودآگاهی ملّی هنوز هم از موضوع های اساسی شعر تاجیکی است.

     تحلیل عمیقتر و دامنه دار دو دهة آخر تاجیکستان در آثار نویسندگان تاجیک جسورانه تر است. نویسندگان چون عورون کوهزاد، ستار تورسون، ساربان، عبدالحمید صمداف، بهمنیار، صیف رحیم و دیگران به تحلیل واقعی عالم اجتماعی و فردی معاصران بیشتر گرایش دارند. رمان «صدمۀ» ستار تورسون (1994)، داستان «گداز» کوهزاد (1993)، قصّهها و داستانهای سالهای اخیر ابدالحمید صمداف، حکیمعلی نظرعلی، ابرار ظاهر و دیگران نمونه های بارز این نوع آثارند.

    زخمها و الم ناشی از فاجعة جنگهای برادرکُشی پس از استقلال در تاجیکستان تا دیر باز در دل و اذهان جامعه و به ویژه ادیبان باقی ماند. بعد از چند سال فترت و کرختی در ادبیات تدریجاً نویسندگان به درک و معرفت و تحلیل زمینه ها، علّتها و عاقبت این فاجعة ملّی پرداختند. در نتیجه، حدوداً ده سال پس از استقلال فاجعة جنگ شهروندی به موضوع اصلی ادبیات تبدیل شد. هم ادیبان بزرگسال و صاحب تجربه و هم نویسندگان جوان و کم تجربه هر یک به سبک و اسلوب خاص خود به تصویر حوادث جنگ شهروندی پرداختند.

    اما مسئلة دیگر قابل ملاحظة این بخش از آثار منثور ادبیات دورة استقلال آن است، که نویسندگان تاجیک در کنار تصویر حوادث و فجایع جنگ شهروندی صلح و آشتی و وفاق ملّی را نیز مطرح می کنند. هرچند، که این موضوع در ادبیات گذشته به شیوه های گوناگون بیان شده است، ولی در دورة استقلال آهنگ و جلای تازه کسب نمود.

امّا اینکه ما ادبیات دورة استقلال را به کلّی از ادبیات دورة شوروی جدا سازیم، کاملاً اشتباه است. زیرا بسیاری از نویسندگان و شعرا بخش عمده ای از فعّالیّت های خود را در دوران شوروی سپری نموده اند و از این رو نمی توان گفت، که سبک فلان نویسنده یا فلان شاعر تغییر کرده است.

    -لطفاً بگویید در دورة معاصر ادبیات تاجیک چه رسالتی به دوش دارد؟

-مسئلة ادبیات ملّی با زبان رابطه ای بسیار نزدیک دارد. زبان یکی از پیچیده ترین پدیده های اجتماعی است. زبان فقط وسیلة انتقال نظریه ها نیست، بلکه خود شکل دهندة نظریه ها است. انسان جهان پیرامون خود را نه آنگونه، که هست، بلکه آنگونه، که در زبان به صورت یک سلسله اصول درآمده، مشاهده می کند.

     اجداد ما، ممکن است، قرن ها پیش در دل خاک خفته باشند، ولی ما امروز از طریق زبان است، که از غم و اندوه، خوشی ها و جهان حسّی آنان آگاه می شویم و آنها را حس می کنیم. زبان عامل اتّصال همة آنان به یکدیگر در زمان خود و نیز عامل انتقال آنها به نسل های بعد از خود بوده است و امروز از طریق ذخایر به جا ماندة آنان در زبان است، که ما آن ها را می شناسیم و هویّت امروز ما با آنها از طریق زبانی است، که گره خورده است و ما و آنها را در یک مجموعه قرار می دهد.

    امروزه ترسیم افق برای آیندة زبان و تأثیر آن در تحکیم هویّت ملّی در مقایسه با گذشته بسیار مهمتر است، زیرا بررسی دقیق و عالمانة تأثیر زبان بر هویّت ملّتها در آینده ضرورت ملّی است. هویّت ملّی و زبان ملّی بر یکدیگر اثر می گذارند. از یک سو هویّت ملّی بیشتر بر اساس زبان ملّی شکل میگیرد و از سوی دیگر زبان ملّی متأثّر از هویّت ملّی است. با این رویکرد، به عقیدة بنده، رسالت ادبیات تاجیک امروزه چیزی نیست جز همان تحکیم زبان و هویّت ملّی.

     -می خواهیم در خصوص روندهای ادبی معاصر در تاجیکستان صحبت کنیم. شما این موضوع را چگونه شرح می دهید؟

-از نظر بنده، داوری در خصوص دو دهه از ادبیات استقلال  که ادیبان به عنوان قشری از اجتماع، به ویژه در دهة اوّل آن گرفتار مشکلات اقتصادی بودند، هنوز زود است. اکنون وضعیت به گونه ای است، که برای نسل جوان فرصت استثنایی در فضای آزاد به وجود آمده، تا با استفاده از تجارب نسل گذشتة خود استعدادهای خود را نشان دهند.

 امروز ما شاهد موج جدیدی از جوانان مشتاق هستیم  که پا به عرصة ادبیات گذاشته اند و شکوفایی ادبیات را طی سالهای آینده نوید می دهند، به شرط آن که به آنها مجال داده شود و شرایط مناسب برای پیشرفت آنها فراهم گردد.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید